تاملی جامعهشناختی برکنسرتو فلوت حسین ناصحی: کنش آهنگساز و خشونت نمادین از منظر پیر بوردیو
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد آهنگسازی، دانشگاه سوره، تهران، ایران
2 دکتری پژوهش هنر، دانشکده هنر. دانشگاه آزاد، واحد تهران مرکز
doi
10.30465/scs.2026.53587.3094چکیده
پژوهش حاضر سعی دارد کنسرتوفلوت حسین ناصحی را با رویکردی جامعهشناختی و با تکیه بر نظریه میدان پیر بوردیو مورد بررسی قرارداده و کم توجهی به این اثر تاریخی را مورد تحلیل قراردهد، با وجود جایگاه بنیادین ناصحی در تاریخ موسیقی نوین ایران کنسرتو فلوت در طی دههها آن گونه که شایسته بوده در فضای نقد، آموزش و اجرا دیده و اهمیت داده نشدهاست. این عدم توجه را میتوان در قالب نوعی «خشونت نمادین» در میدان موسیقی ایران مورد تحلیل قرارداد؛ از دیدگاه بوردیو «خشونت نمادین» در حیطه آثار هنری شکلی از سلطه فرهنگی است که بدون اعمال اجبار مستقیم و به واسطه ذائقه طبقه مسلط جامعه و میدانهای قدرت هنری باعث حذف، کمرنگسازی یا بیاعتبار شدن اثر میشود. در این پژوهش نشان داده میشود که چگونه ساختارهای میدان کلاسیک موسیقی ایرانی اعم از نهادهای آموزشی، داوریهای سلیقهای، گفتمانهای غالب موسیقایی و شبکه روابط حرفهای به تدریج موجب شدند کنسرتو فلوت در حاشیه قرار گرفته و از چرخه تحلیل و اجرا خارج شود؛ در حالی که این اثر از منظر زیباییشناختی و تکنیکهای آهنگسازی دارای اهمیتی تاریخی است. پژوهش با روش تاریخی و با اتکا بر پارتیتور اثر، اسناد تاریحی و تحلیل مفهومی انجام شده است.