نقش واسطهای بدتنظیمی راهبردهای ارزیابی مجدد و ذهنآگاهی در رابطه بین باورهای فراشناختی و نشانه های اختلال اضطراب فراگیر
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران.
2 استادیار و هیأت علمی گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/jmpr.2022.15261چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای بدتنظیمی دو راهبرد ارزیابی مجدد و ذهنآگاهی در رابطه بین باورهای فراشناختی و نشانههای اختلال اضطراب فراگیر است. تعداد 507 نفر از دانشجویان دانشگاههای تهران در سال ۱۳۹۸ در این پژوهش شرکت کردند. شرکتکنندگان پرسشنامه باورهای فراشناختی (MCQ-30)، پرسشنامه پنج عاملی ذهنآگاهی (FFMQ)، زیر مقیاس ارزیابی مجدد از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) و پرسشنامه کوتاه اختلال اضطراب فراگیر (GAD-7) را تکمیل کردند. نتایج نشان داد میان باورهای فراشناختی در مورد نگرانی با نشانههای اختلال اضطراب فراگیر رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین میان باورهای فراشناختی و ذهنآگاهی و همینطور میان ذهنآگاهی و نشانههای اختلال اضطراب فراگیر، رابطه منفی معنادار برقرار میباشد. لیکن رابطه راهبرد ارزیابی مجدد با باورهای فراشناختی و نشانههای اختلال اضطراب فراگیر، معنادار نشد و تنها ذهنآگاهی بین باورهای فراشناختی و نشانههای اختلال اضطراب فراگیر نقش واسطهای داشت. بنابراین توجه به باورهای فراشناختی و ذهنآگاهی میتواند به شناخت بهتر نشانههای اضطرابی و درمان کارآمدتر اختلال اضطراب فراگیر منجر شود.