اسلامشناسی، جامعهشناسی و روشنفکری دینی: چالشهای دیالوگ در ایران معاصر با تأکید بر نقش شریعتی
نویسندگان
1 استادیار گروه مطالعات علوم قرآنی، پژوهشکده مطالعات قرآنی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.
doi
10.30465/scs.2025.52328.3032چکیده
این جستار به بازخوانی نقادانه دیالوگ میان اسلامشناسی و جامعهشناسی در ایران معاصر میپردازد و سهم و تأثیر دکتر علی شریعتی را در این میانه مورد واکاوی قرار میدهد. در این پژوهش، سه مرحلهی متمایز از اسلامشناسی در ایران، یعنی «اسلامشناسی انقلابی»، «روشنفکری دینی» و «اسلامپژوهی آکادمیک» تشریح شده و نشان داده میشود که چگونه استمرار رویکرد جامعهشناسی به نسخههای پیشین اسلامشناسی (بهویژه با تمرکز بر شریعتی)، علیرغم کارکرد سازندهی آغازین آن، امروزه به مثابهی نقطهی گسست و حتی انسداد در این دیالوگ عمل میکند. با اتخاذ رویکردی هرمنوتیکی ـ تاریخی، مقاله استدلال میکند که خوانشهای ایدئولوژیک و تجویزی از اسلام، نظیر قرائت طبقاتی شریعتی، از منظر اسلامپژوهی آکادمیک با چالشهای بنیادین روششناختی و هستیشناختی روبرو هستند. در پایان، برای غلبه بر این بنبست، نگارنده پیشنهاد میکند که گفتمان جامعهشناسی راهکاری میانه را در پیش گیرد؛ راهی که از «عقلانیت تجربی» روشنفکری دینی بهره میبرد و در عین حال، به «تاریخیت هرمنوتیکی» اسلامپژوهی آکادمیک وفادار میماند. امید میرود این مسیر به فهمی عمیقتر، رها از قید ایدئولوژی، و متناسب با واقعیتهای تاریخی از اسلام بینجامد و به جامعهشناسی در پاسخگویی به مسائل معاصر اجتماعی یاری رساند.