روایت شناسی داستان زال و رودابه بر اساس نظریه ژرار ژنت با رویکرد "تغییرات ناگهانی کانون دید"

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی، دزفول، ایران

doi
10.30465/scs.2025.50457.2942
چکیده

روایت رخداد یا مجموعه‌ای از رخدادهاست که میان آن‌ها رابطة علت و معلولی وجود دارد. یکـی از بزرگ‌ترین نظریه‌پردازان علم روایت‌شناسی ژرار ژنت فرانسوی است که تمرکز مطالعاتش نه بر خودِ قصه بلکه بر چگونی گفته شدن آن است. او گسترة قصه را در سه سطحِ داستان، روایت و روایتگری می‌داند و برای توصیف و تحلیل ساختار متون ادبی پنج مبحثِ نظم، تداوم، بسامد، وجه و لحن را پیش می‌کشد. نگارندگان در این جستار به بررسی و تحلیل داستان زال و رودابه از منظر روایت‌شناسی ژرار ژنت می‌پردازند و در پی آن‌اند تا نشان دهند با توجه به تغییرات ناگهانی کانون دید، کانونی‌سازان یا کنشگران اصلی و فرعی داستان چه کسانی هستند و جریان روایت را چگونه به پیش می‌برند؟ حاصل آن‌که سطوح نظریة روایت‌شناسی ژنت در بیشتر بخش‌های داستان جریان دارد؛ اما در مواردی اندک روایت از سوی کنشگرانی پیش می‌رود که نقش اصلی و روساختی ندارند تا جایی‌که کانونی‌سازی و تصمیم‌گیری نهایی براساس دیدگاه آن‌ها صورت می‌گیرد.

کلیدواژه‌ها