تحلیل ساختار روایی، نقد متن و بــــازخوانی داستان «پیرچنگی» براساس روایت شناسی بلاغی
نویسندگان
1 پیام نور
2 پیام نور
doi
10.30473/pab.2017.5073چکیده
در این پژوهش، ساختار روایی براساس روایتشناسی بلاغی و بازخوانی نقد و تفسیر شده است. مولوی در پیرنگ داستان از داستان ضمنی و روایت بهره گرفته و سعی در بازسازی نمادین اندیشه و آرای خود دارد. «پیر رامشگرِ چنـگی» هستة اصلی داستان را تشکیل میدهد. مهمترین تنش و ناپایداری که در متن روایت وجود دارد، حول وضعیت پیرمرد رامشگر میگردد و هستة مرکزی تئوری و ایدة شاعر را تشکیل میدهد. ساختار این داستان را میتوان براساس نظریههای روایتشناسی، عناصر داستان و پلات یا پیرنگ مطالعه کرد. وجود «انسجام متن»، زمینة اصلی چنین مطالعاتی است. اینفرضیه چارچوب و سرفصلهای بهخصوصی دارد که در پیکره و متن پژوهش، تکتک آنها بررسی و تبیین شده است. شاعر، آگاهانه این گونه ساختار روایی را برگزیده تا بهوسیلة شخصیتها و اتفاقات داستان، خیزابها و وقوع پدیدههای پیشبینیناپذیر در مسیر داستان و عوامل دیگر، مفاهیم خاصی را القا کند. شاعر (راوی) با این ترفند، هم مخاطب را در اختیار دارد و هم منطق و استدلال خود را. در این مقاله، تحلیل محتوایی شیوة بررسی اشعار است که با استفاده از آن و تجزیه و تحلیل دادههای متن، به ابعاد گوناگون سؤالهای طرحشده پاسخ داده شده است.