ناکارآمدی سیاستگذاری اجتماعی در دولتهای جمهوری اسلامی ایران و ارائه راهکارها
نویسندگان
1 دانشیار تاریخ سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 دکتری علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.30465/scs.2025.51481.2994چکیده
یکی از مهمترین دگرگونیهای صورتگرفته در ساختار و کارکرد دولت در عصر مدرن، در نقش و جایگاه آن در حوزه تدوین سیاستگذاری اجتماعی می باشد، تاجاییکه امروزه آن را مسئله محوری دولت می-دانند. هدف این مقاله، بررسی و تحلیل این نوع سیاستگذاری در دولتهای جمهوری اسلامی ایران میباشد. برایناساس، سئوال مقاله این است که سیاستگذاری اجتماعی در دولتهای جمهوری اسلامی ایران به لحاظ کارکردی از چه وضعیتی برخوردار بوده و نیاز به اتخاذ چه راهبردهایی در این حوزه میباشد؟ فرضیهی مقاله این است که سیاستگذاری اجتماعی در دولتهای جمهوری اسلامی دچار ناکارآمدی بوده است که عواملی چون: ماهیت رانتی دولت، سیطره امر سیاسی بر امر اجتماعی، آرمانگرابودن نظام سیاستگذاری و ...، نقش موثری در ایجاد این وضعیت داشتهاند. بهطورکلی عدم موفقیت سیاست مذکور در برقراری عدالت اجتماعی در کشور، بر اعتماد بخش قابلتوجهی از مردم ایران نسبت به نظام سیاسی تاثیر منفی گذاشته و موجبات بروز بحرانهای سیاسی و اجتماعی را در این دوره فراهم نمود. اما با تمام اینها، نظام جمهوری اسلامی میتواند با رفع و اصلاح عوامل یادشده و اتخاذ راهبردهای مناسب و منطقی، موجبات کارآمدی سیاستگذاری اجتماعی و تقویت اعتماد مردم به دولت را فراهم سازد. این مقاله بهلحاظ روششناسی از نوع کیفی، تحلیلی و کاربردی-توسعهای میباشد.