بحثی در ترجمه شعر و دشواری انتقال ایماژهای شاعرانه و موسیقی شعر

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد ماکو، دانشگاه آزاد اسلامی،ماکو، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی،ارومیه،ایران

doi
چکیده

ترجمه، برگرداندن متنی از زبانی به زبان دیگر است و مترجمان نقش رابط فرهنگی بین ملّت‌ها را دارند و با ترجمه، ملل مختلف را با ویژگی‌های فکری و فرهنگی متفاوت با هم آشنا می‌سازند. زبان هر ملّتی ویژگی‌های آوایی، صرفی و نحوی و لغوی خاصّ خود را دارد و با توجّه به اینکه زبان، کالایی فرهنگی است به شدّت متأثر از فرهنگ، آداب و سنن، شیوه‌های زندگی، ویژگی‌های محیطی و اقلیمی آن جامعه است. با این توصیف، ترجمه، انتقال فرهنگ یک جامعه در قالب زبان به جامعه­ای دیگر است و ترجمه، به سبب در هم‌تنیدگی زبان و فرهنگ، کار آسانی نیست و ترجمۀ شعر با توجه به ویژگی‌های خاصّ زبان شعر، دشوارتر است. در زبان شعر، کلمات صرفاً برای انتقال معنا به کار نمی‌روند و ویژگی‌های زیبایی‌شناسانۀ خاصّ خود را دارند. کلمات همزمان با ویژگی‌های خاص آوایی و موسیقیایی خود و شکل قرار گرفتن، انتقال معنا را قوّت می‌بخشند و القائات و تداعی های متفاوتی را به ذهن متبادر می‌کنند که این ویژگی در ترجمه از میان می­رود. علاوه بر این، بسیاری از مؤلفه‌های فرهنگ ملّی و بومی که در حافظه تاریخی یک ملّت ثبت شده و نمایندۀ مفاهیمی خاصّ هستند، قابل انتقال به زبان دیگر نمی­باشند. در این مقاله از دشواری انتقال بُعد موسیقایی شعر و ایماژهای شاعرانه که رنگ ملّی و میهنی دارند، بحث شده و همزمان با این دشواری، ترجمۀ شعر برای ایجاد پل دوستی و تفاهم بین ملل امری الزام­آور جلوه داده شده است.