مقایسه اثربخشی رویکرد نظریه انتخاب و رویکرد پذیرش و تعهد بر ابعاد پردازش هیجانی، تصویر بدنی و نمایه توده چربی بدن (FMI) در زنان دچار اضافه وزن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی سلامت، گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 دانشیار روانشناسی سلامت، گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
3 استاد روانشناسی سلامت، گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22034/jmpr.2022.13664چکیده
اضافه وزن یک مشکل روانی- فیزیولوژیک میباشد که با طیف وسیعی از پیامدهای منفی همراه است و در بروز و تشدید آن علاوه بر عوامل زیستی و خطرساز جسمی، عوامل روانی نیز نقش بسزایی دارند. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی رویکرد نظریه انتخاب و رویکرد پذیرش و تعهد بر ابعاد پردازش هیجانی، تصویر بدنی و نمایه توده چربی بدن (FMI) در زنان دچار اضافه وزن انجام شد. روش این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون سه گروهی بود. جامعه آماری را تمامی زنان دچار اضافه وزن شهر تهران تشکیل دادند که در نیمه نخست سال 1400 به مراکز خانه سلامت شهر تهران مراجعه کردند (2417=N). از بین آنان چند مرکز به طور تصادفی انتخاب شد و از بین مراکز انتخابی، 36 نفر بر اساس ملاکهای ورود انتخاب شدند و به طور تصادفی در سه گروه آزمایش 1، آزمایش 2 و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایشی اول، مداخله مبتنی بر نظریه انتخاب با رویکرد گلاسر (2010) در 12 جلسه 60 دقیقهای و گروه آزمایشی دوم، درمان پذیرش و تعهد با رویکرد هیز و همکاران (2013) در 12 جلسه 60 دقیقهای دریافت کردند. ابزارهای پژوهش، مقیاس پردازش هیجانی باکر و همکاران (2010)، پرسشنامه ترس از تصویر بدنی لیتلتون و همکاران (2005) بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-25 و با روش تحلیل کواریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی LSD مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان دادند در ابعاد سرکوبی، تجربه هیجانی ناخوشایند، نشانههای هیجانی پردازش، اجتناب ،کنترل هیجانی، نارضایتی و خجالت از ظاهر خود و نمایه توده چربی بدن بین گروههای آزمایش و گروه کنترل تفاوت معنیدار وجود دارد (P<0/05). همچنین آزمون تعقیبی LSD حاکی از آن بود که جهت بهبود ابعاد پردازش هیجانی، مداخله مبتنی بر نظریه انتخاب نسبت به درمان پذیرش و تعهد اثربخشی بیشتری داشته است. بر اساس نتایج پژوهش حاضر استفاده از درمانهای نوین موج سوم میتواند در ارتقای وضعیت روانشناختی زنان دچار اضافه وزن، کارآمد باشد.