تاثیر مولفه های فرهنگی و عدالت اجتماعی بر سیاستگذاری سلامت در ایران پس از انقلاب براساس تئوری عدالت والزر و نظریه فرهنگی داگلاس

نویسندگان

1 گروه علوم سیاسی، واحد بین المللی کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، جزیره کیش، ایران

2 دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 گروه علوم سیاسی، واحد بین المللی کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، جزیره کیش، ایران

4 گروه علوم سیاسی، واحد بین المللی کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، جزیره کیش، ایران

doi
10.30465/scs.2024.50204.2927
چکیده

این پژوهش به بررسی تأثیر مؤلفه‌های فرهنگی و عدالت اجتماعی بر سیاست‌گذاری سلامت در ایران پس از انقلاب اسلامی می‌پردازد. سؤال اصلی تحقیق این است که مؤلفه‌های فرهنگی و عدالت اجتماعی مورد بررسی در نظریه داگلاس و والزر چگونه بر سیاست‌گذاری سلامت در ایران پس از انقلاب تأثیر گذاشته‌اند؟ فرضیه اصلی بیان می‌کند که مؤلفه‌های فرهنگی از جمله ارزش‌های اسلامی و مفاهیم عدالت اجتماعی به طور مستقیم موجب شکل‌گیری سیاست‌های سلامت در راستای دسترسی عادلانه و بهبود وضعیت بهداشتی گروه‌های کم‌برخوردار شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که سیاست‌های سلامت در ایران پس از انقلاب با تأثیرپذیری از فرهنگ اسلامی و اصول عدالت اجتماعی بر بهبود دسترسی به خدمات بهداشتی در مناطق محروم و گسترش زیرساخت‌های بهداشتی تمرکز داشته است. شبکه بهداشت روستایی و طرح تحول سلامت به عنوان نمونه‌هایی از سیاست‌های مبتنی بر عدالت اجتماعی، توانستند دستاوردهای قابل توجهی در کاهش نابرابری‌های بهداشتی ایجاد کنند. با این حال، نابرابری‌های منطقه‌ای و طبقاتی همچنان به عنوان چالش‌های اصلی باقی مانده‌اند. روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از رویکرد تحلیل اسنادی و کتابخانه‌ای انجام شده است.