بررسی فضای مفهومی عشق در رمانهای ایرانی عامهپسند و ادبی دههی 80
نویسندگان
1 دانشگاه پیام نور
2 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور
3 ندارد
4 عضو هیات علمی دانشگاه گیلان
doi
10.22059/jsal.2020.77844چکیده
این مقاله در صدد است تا به بازنمایی فضای مفهومی عشق در رمانهای عامهپسند و ادبی دهه 80 بپردازد. چارچوب مفهومی پژوهش حاضر برگرفته از نظرات گیدنز، بک، بک-گرنشایم و باومن بوده است. همچنین با بهرهگیری از نمونهگیری هدفمند چهار رمان ادبی (کافه نادری، چه کسی باور میکند رستم، ویران میآیی و رویای تبت) و رمانهای عامهپسند (الهه شرقی، دالان بهشت، من او و پریچهر) برگزیده شده است. ملاک تقسیم رمانها به ادبی و عامهپسند بر حسب تقسیمبندی حسن میرعابدینی از مشخصههای هر یک از انواع رمان بوده است. روش استفاده شده در این پژوهش، تحلیل محتوای کیفی بوده است که پس از استخراج مقولههای محوری مشخص گردید که داستانهای عامهپسند، نمایندهای از عشق رمانتیک در جامعه بوده و در این رمانها عشق حالتی از تقدس دارد؛ در حالیکه رمانهای ادبی نمایندهای از عشق سیال در جامعه هستند؛ در این رمانها تشنگی عشق در تمام شخصیتهای داستان حضور دارد. بر این اساس، نوع عشق در دو گونهی رمان با هم متفاوت بوده و مفهومی از تحول عشق رمانتیک به عشق سیال فقط در یک گونهی رمان، یعنی رمانهای ادبی نفوذ کرده است. البته زنان داستان در هر دو گونهی رمان به اندازهی مردان قدرت داشته و همهی رمانهای عامهپسند و ادبی دهه-ی اخیر خوشبختی زن و مرد را در کنار یکدیگر نمایش میدهند.