داستان های منظوم نیما در ترازوی ریخت شناسی پراپ
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه مازندران
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه پیام نور.
3 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه پیام نور
doi
چکیده
بررسی ساختاری (ریخت شناسی) یکی ازشیوه های واکاوی اثر ادبی است که با تحقیقات ساختارشناس روسی، ولادیمیر پراپ، در 1928 قدم به عرصه نهاد. هدف از تحلیل ساختاری در هر موضوعی رسیدن به شناخت بهتری از سرشت انسان و طبیعت و ارتباط این روساختها با کنه عقاید و مذهب و هنر و دانش مردمان است. برای پیبردن به این ارتباطات، معیارها و شاخصههایی لازم است تا مؤلّفههای اصلی و محوری از عناصر غیر مهم _ که نقش کلیدی در پیشبرد حوادث ندارند _ بازشناخته شوند. الگوی ریختشناسی پراپ یکی از روشهایی است که این معیارها را در اختیار محقّق قرار میدهد.این مقاله که به شیوۀ کتابخانهای و با بهرهگیری شگرد توصیف و تحلیل نگاشته شده، کوشیده است تا شعرهای روایی نیما را بر اساس نظریّهی ریختشناسی پراپ تحلیل کند و نشان دهد که منظومههای نیما تا چه حد با خویش کاری های سیویکگانهی پیشنهادی پراپ منطبق است و ساختار کلّی آنها چگونه است. دستاورد پژوهش ناظر براین است که کارکردهای آغازین منظومهها با کارکردهای موجود در قصّههای پریان منطبق است؛ امّا خویش کاری های میانی و پایانی، به دلیل واقعی بودن داستانها اگرچه ظاهراً با کارکردهای مورد بررسی پراپ مشابه است؛ لیکن از نظر مصداق با آنها متفاوت است. درنهایت این داستانها با تفاوت در تعداد و مضمونخویش کاری ها در ساختاری مشابه جای میگیرند و با مدل پیشنهادی پراپ قابل تحلیل هستند.