تحلیل روانشناختی داستان "یافتن شاه باز را به خانهی کَمپیر زن" مولوی از منظر پدیدارشناسی و روان تحلیل گری
نویسندگان
1 استادیار، گروه ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور ، تبریز، ایران
doi
چکیده
بررسی رابطه آراء مولوی با رویکردها و نظریههای روانشناختی به مراتب گستردهتر از تحلیل تطبیقی یک داستان است و وسعت اندیشهورزی وی، امکان تحلیل کل آن را در مقیاس یک کار تحلیلی مختصر ممکن نمیسازد؛ لذا تحقیقات و مطالعات انجام گرفته در حوزۀ مولویشناسی بصورت گزینشی به انطباق آرا وی با مکاتب روانشناختی جدید از زوایای مختلف پرداختهاند. در این راستا نوشته حاضر نیز میخواهد با استخراج مضامین روانشناختی بویژه از منظر نظریه شناختی جرج کلی و روانتحلیلگری در حکایت " یافتن شاه باز را به خانه کَمپیر زن " مولوی سهمی هر چند اندک در دانشافزایی بر ادبیات پژوهشی مربوطه داشته باشد. یافتههای پژوهش حاضر نشان داد رفتارهای کَمپیر زن به خوبی بر نظریه سازههای شخصی جرج کلی منطبق است همچنین، انتخاب باز و پیامدهای این انتخاب که بر اساس تمایلات لذت گرایانه و بدون تفکر در پیامد آن انجام گرفته است با نظریه فرایند تفکر نخستین نظریه روان تحلیلگری انطباق دارد.