کاربست عنصر زمان در آفرینش داستان «گیلهمرد»
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه تبریز
2 استادیار دانشگاه محقق اردبیلی
3 دانشجوی دکتری دانشگاه محقق اردبیلی
doi
چکیده
روایتشناسی، رویکردی نوین در مطالعه متون مختلف از جمله ادبیات داستانی است؛ که در پی کشف قواعد و امکانات حاکم بر گفتار روایی (متن) است. یکی از مولفههایی که در تحلیل یک روایت مورد بررسی قرار میگیرد عنصر زمان است؛ که اولین بار ژرار ژنت فرانسوی به طور جدی به آن پرداخته و ظهور آن را در متن در سه سطح نظم، تداوم و بسامد بررسی کرده است. از آنجا که در داستان گیلهمرد بهرهگیری از این عنصر در پروردن داستان نقش اساسی دارد. در این پژوهش برآنیم تا کاربست این عنصر و تاثیر آن را در روند شکلگیری داستان بررسی کنیم. به این منظور ظهور سه تعین زمانی را در این داستان بررسی کرده و کاربرد و تاثیر هر یک را جداگانه شرح دادهایم. هدف این پژوهش آن است که نشان دهد بزرگ علوی چگونه با بکارگیری بازیهای زمانی از تنگنای کوتاهی داستانش رسته و داستانی با فضا و شخصیتهایی پرورده ارائه داده است.