تحلیل استعاری- ساختاری غزلی ازبیدل دهلوی (برپایه معنی شناسی شناختی)

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه پیام نور

2 دانشگاه پیام نور

doi
چکیده

استعاره های شناختی در انتقال معنی و حسی کردن مفاهیم انتزاعی، در فرایند ‏تکلم انسان نقش مهمی را ایفا می‌کنند.آدمی برای اندیشیدن و سخن گفتن به ‏ناگزیر از استعاره بهره می گیرد، به ویژه آنگاه که موضوع فکری او مسائل عمیق ‏عرفانی، فلسفی، دینی ، ادبی و نظایر آن باشد. ‏این استعاره ها که ظاهرا برای نخستین بار از سوی لیکاف و جانسون درکتاب ‏معروف "استعاره هایی که با آنها زندگی می‌کنیم" مطرح شده اند، در قالب های ‏گوناگونی از جمله "ساختار رویداد"، "جهت گیرانه"، "تشخیص" ساختاربندی ‏می شوند و هر کدام به نوعی بخشی از دانش زبانی را مفهوم سازی و قابل درک ‏می نمایند.‏بیدل دهلوی ازجمله شاعرانی است که از طرفی زبان شعری او به پیچیدگی در ‏حوزة لفظ و معنا مشهور است و ازدیگر سوی شاعری اندیشمند، پر مغز و معنی ‏آفرین است. به همین جهت ورود به دنیای شعر و اندیشه او برای بسیاری سخت ‏و دشوار می‌نماید. لذا برای ورود به ساحت های فکری و شناخت ترفندهای زبانی ‏او، به کارگیری ابزارهای شناختی از جمله تحلیل استعاری اشعار او، ضروری به ‏نظر می رسد.‏مقاله حاضر با استفاده از مبانی معنی شناسی شناختی به تحلیل استعاره های ‏موجود در غزلی از بیدل دهلوی با مطلع «به اوج کبریا کز پهلوی عجز است راه ‏آنجا» می پردازد و نشان می دهد که غزل بیدل علاوه بر دارا بودن وحدت افقی از ‏وحدت عمودی نیز برخوردار است و این شیوه در تحلیل اشعار او راه کار ‏مناسبی تشخیص داده شد. ‏