نقش هوش سازمانی در توانمندسازی اجتماعی و ارتقاء هوش فردی و گروهی بر اساس الگوی آلبرشت

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود

2 دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود

3 کارشناس روانشناسی اورژانس اجتماعی بهزیستی

4 کارشناس امور معلولین بهزیستی شاهرود،

doi
چکیده

چکیدههدف: هدف پژوهش تعیین سهم هوش سازمانی در توانمندسازی اجتماعی و ارتقاء هوش فردی و گروهی بر اساس ارائه الگوی آلبرشت بود. روش: روش پژوهش توصیفی-اکتشافی و جامعه آماری شامل تمامی مدیران و کارشناسان اداره بهزیستی شاهرود در بهار 1394 به­تعداد 55 نفر و نمونه‌گیری به‌صورت تمام شمار بود. ابزار پژوهش پرسشنامه هوش سازمانی آلبرشت (2003) و پرسشنامه محقق ‌ساخته سلسله‌مراتبی برای وزن­دهی عامل­ها بر اساس تحلیل عاملی بود. یافته­ها: یافته­های حاصل از تحلیل 50 پرسشنامه تکمیل شده، نشان داد هوش سازمانی کارکنان بالاتر از سطح متوسط (673/9 = t، 0001/0 = P) و مولفه­های آن به‌ترتیب با وزن­های زیر برای سرنوشت مشترک = 243/0، بینش راهبردی = 220/0، روحیه = 155/0، اتحاد و توافق = 124/0، تمایل به تغییر = 108/0، کاربرد دانش = 107/0 و فشار عملکرد = 043/0 محاسبه شد. نتیجه‌گیری: این نتایج موید آن است که مقیاس هوش سازمانی آلبرشت ابزاری مناسب جهت اقدام­های پژوهشی است و مدیران و روان­شناسان صنعتی و سازمانی می‌توانند با استفاده از این مقیاس در راستای شناسایی عوامل و دست­یابی به رسالت و هدف‌های تعیین‌شده­ سازمان خود گام بردارند. بدیهی است توجه به مولفه­های دارای وزن عاملی بالاتر ارتقاء فردی و گروهی بیش‌تری را برای افراد در کارکردهای آموزشی، شغلی و اجتماعی به‌دنبال خواهد داشت.