تحولات مفهومی آرمانشهر در جامعهشناسی معاصر با تأکید بر رویکرد نهادی
نویسندگان
1 - دانشجوی دکتری رشته جامعه شناسی اقتصادی و توسعه دانشگاه فردوسی مشهد. ایران
2 استادیارگروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد.ایران
3 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد. ایران
4 استادیارگروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد. ایران
5 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد. ایران
doi
10.30465/scs.2024.9342چکیده
اندیشهورزی پیرامون جامعهمطلوب سابقه طولانی در تاریخ تفکر بشری داراست و در بیشترصورتبندیهای اجتماعی وجود داشته است. جامعهشناسی معاصر علیرغم تفاوتهایی که با اندیشههای نظریهپردازان کلاسیک دارد غالباً شامل نوعی تصور صریح یا ضمنی از جامعهمطلوب بودهاست. در دهههای اخیر تلاشهای فکری جامعهشناسان در باب وضعیت مطلوب جامعه، عمدتاً حول گفتمانهای نظری و در قالب اصطلاحات و مفاهیم جدید دنبال میشود که نوشتار حاضر تلاش میکند با روش مروری تحلیلی به این سؤال بپردازد که در دهههای اخیر چه تغییراتی در مفهوم آرمانشهر نسبت به دیدگاههای کلاسیک جامعهشناسی به وجود آمدهاست؟ در پاسخ میتوان، توجه به رویکردهای نهادی در کنار پیچیدگیهای فزاینده جامعه جدید را بهعنوان فرضیه مطرح کرد. برای این منظور ادبیات نظری و مفهومی حاکم بر موضوع و ویژگیهای نظم اجتماعی و جامعهمطلوب را در جامعهشناسی کنونی مورد بحث قرارداد که حاصل آن ظهور مفاهیم جدید همچون جامعهخوب، جامعهمدنی، جامعهسالم، جامعهشایسته و بالاخره جامعهخلاق است. نقطه مشترک همه این مفاهیم علاوه بر نقد وضعیتهای جاری ترسیم وضعیتی بهتر برای ارتقای شکوفایی انسان و رفاه اجتماعی است. آنها همچنین به اهمیت نهادها و ساختارهای اجتماعی در شکل دادن به جامعهمطلوب پرداختهاند که تا قبل از آن مورد توجه نبودهاست.