نقش روسیه در پیدایش نظم جدید فرومنطقه‌ای در غرب آسیا (2010-2024)

نویسندگان

1 استاد، گروه روابط بین‌الملل، دانشکدۀ اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل، دانشکدۀ اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22059/jcep.2025.377263.450224
چکیده

در دوران پس از جنگ سرد و عصر جهانی‌شدن، گذار به سطح‌های نوپدید منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای افزایش یافته است. پیچیدگی موجود در همکاری و روابط بازیگران و چندبعدی شدن بازیگران بین‌المللی شرایط شکل‌گرفتن چنین روابط منطقه‌ای را ایجاد کرده است. فهم پویش‌های منطقه‌ای از مهم‌ترین ضرورت‌های تحلیل سیاست جهانی در نظام بین‌الملل کنونی است، زیرا با این پویش‌ها روابط در سطح گسترده‌تر بین‌المللی قوام می‌یابد. در نتیجه، راهبردهای سیاست خارجی هر یک از بازیگران تعریف می‌شود. مسئلۀ اصلی این نوشتار، تحولات پس از انقلاب‌های عربی و جنگ داخلی سوریه است که دیگر با نظم یک سویه از سوی ایالات متحد روبه‌رو نیستیم. روسیه نیز به‌دنبال تحمیل و تنظیم نظمی است که خود را در آن شریک می‌داند. در چارچوب این دشوارۀ مهم، پرسش اصلی این است که نقش روسیه در پیدایش نظم جدید فرومنطقه‌ای در غرب آسیا چیست؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می‌شود که نقش روسیه در منطقۀ غرب آسیا با توجه به تلاش مسکو برای داشتن سیاست‌ خارجی مستقل برای تأمین امنیت ملی آن و الزام‌های نظامی است که ناگزیر راهبرد سیاست خارجی کرملین را در جهت نفوذ و نقش‌آفرینی در منطقه، به‌عنوان راهی برای ابتکار عمل در دیگر مناطق قرار داده است. رویکرد نظری مورد توجه نویسندگان، نظریۀ نوواقع‌گرایی حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای و منطقه‌ای و نظم شکل گرفتۀ نوین است که بازیگران در چارچوب آن عمل می‌کنند و از روش تحلیل کیفی با رویکرد تحلیل محتوای گزینشی داده‌ها و تحلیل‌های موجود بهره می‌برند. یافتۀ اصلی نوشتار این است که، با توجه به گسترش قدرت روسیه در چند سال اخیر، این کشور به‌دنبال گسترش نفوذ خود با استفاده از ابزار سیاسی، نظامی و اقتصادی در منطقۀ غرب آسیا است.