تاثیر بلاغت کلام مولوی در تفضیل حقیقت بر عقل، در مثنوی

نویسندگان

1 دانشیاز گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز

doi
چکیده

در این نوشته جایگاه عقل را از دیدگاه مولوی بررسی کرده ایم در دو حوزة مربوط به معارف بحثی اهل استدلال و دریافت‌ها و تجارب شهودیِ متعلق به عرفان. از دریافتهای شهودی تنها به معرفت الله توجه کرده و از آن بنا به دلایلی به حقیقت تعبیر ‌کرده‌ایم. ملاک بررسی ما صرفا مثنوی مولوی است نه تمام آثار او. در مثنوی عقل در آفرینش و جوهر، از نظر کارکرد و مدیریتِ معیشت مادی و کسب معارف بحثی و دانش‌های حسی و تجربی مقامی بسیار بلند و بی‌مانند دارد چنان که هیچ جوهری به شرف آن نمی‌رسد و مولوی از آن با اوصاف والا یاد می‌کند. با وجود این در دیدگاه وی عقل به حوزة «حس دیگر»، معارف ذوقی و شهودی، دریافت‌های ماورای منطق مادی، درک خوارق عادات و معجزات انبیا و خصوصا درک جمال حق و وصول به حقیقتِ معرفت که عشق ثمر عالی‏ترین درجة آن است، راه ندارد.