ادوارد سعید و نظریههای پسا-کلونیال: امکان عبور از «مرکز» مبتنی بر مفهوم «عصیان اونتولوژیک»
نویسندگان
1 استاد جامعهشناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری کلام اسلامی، دانشگاه شهید مطهری تهران، تهران، ایران
doi
10.30465/scs.2025.9403چکیده
پرسش اصلی این پژوهش این است که آیا میتوان از غرب مرکززدایی کرد؟ برای پاسخ به این پرسش، آراء ادوارد سعید محور پژوهش و مورد تحلیل قرار میگیرد. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که ادوارد سعید با توجه به وضعیت اگزیستانسیال خود، در برابر استعمار غربی، مفهوم «عصیان اونتولوژیک» را مطرح میکند. بر اساس این مفهوم، انسان شرقی که توسط سوژهی غربی به عنوان ابژه و در وضعیت «شیءوارگی» درنظر گرفته میشود، برای صورتبندی وضعیت خود و عبور از آن، باید به «عصیان اونتولوژیک» روی آورد. عصیان اونتولوژیک زمینه را برای «مرکززدایی از غرب» فراهم میکند. اما این مهم صرفاً با تکیه بر مفاهیم یورسنتریکی و اورینتالیستی حاصل نمیشود؛ بلکه ما نیازمند «عصیان اپیستمولوژیک» از غرب و بازسازی سنت فکری خود هستیم. سپس این عصیان به عرصههای دیگر و به ویژه به عرصهی عمل نیز سرایت میکند و منجر به شکلگیری ساختارهای غیریوروسنتریکی و مرکززدایی از غرب میشود که انقلاب ایران را میتوان مصداقی از آن دانست.