بنیادهای موازنهگرایی در سیاست نگاه به شرق ایران و جایگاه روسیه در آن
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، واحد چالوس، دانشگاه آزاد اسلامی،چالوس، ایران
doi
10.22059/jcep.2026.395043.450324چکیده
رویکرد نگاه به شرق در سیاست خارجی ایران به گسترش روابط با کشورهای تعریفشده در حوزۀ شرق بهویژه قدرتهای نوپدید از جمله روسیه معطوف است. در تحلیلی کلاننگر، موقعیت روسیه بهعنوان قدرت بزرگ در نظام متحول بینالمللی و در تحلیلی میانی، تقابل جمهوری اسلامی با کشورهای غربی، متغیرهای مهمی در تعیین جایگاه روسیه در سیاست نگاه به شرق هستند. در این نوشتار بهدنبال پاسخ این پرسش هستیم که موازنهگرایی در سیاست نگاه به شرق ایران بر چه بنیادهایی استوار بوده و چه تأثیری بر جایگاه روسیه در این سیاست گذاشته است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که موازنهگرایی در سیاست نگاه به شرق ایران بر بنیادهای رقابتی استوار بوده و جایگاه روسیه را تاحد ائتلاف راهبردی و ژئوپلیتیک ارتقا داده است. هدف نوشتار این است که با تبیین جایگاه روسیه در سیاست نگاه به شرق ایران، بهطور ضمنی از نتایج بهدستآمده در وجه تعمیق روابط دوجانبه خوانشی انتقادی داشته باشیم. دستیابی به این هدف بر رویکرد تلفیق سطحهای تحلیل مبتنی است تا در پرتو آن از روش روندپژوهیِ رویدادمحور بهره بگیریم. در این چارچوب روششناسانه، آن دسته رویدادهای سیاست خارجی ایران و روسیه را که نقاطعطف هستند، در ارتباط با یکدیگر در سطحهای تحلیل کلان (تحولات ساختاری نظام بینالملل) و میانی (سیاستگذاری خارجی نسبت به تحولات سیستمی) تبیین میکنیم. یافتههای این نوشتار نشان میدهند که افزایش فشارها (تحریمها) بر ایران سبب شده است، علاوه بر کارکرد ژئوپلیتیکی روسیه، جانمایی ژئواکونومیک آن نیز در دستور کار سیاست نگاه به شرق جای گیرد، اگرچه رهاورد چشمگیری نداشته است.