تفسیر تفکر کنفوسیوسی با تمرکز بر پدیدارشناسی هایدگری با تاکید بر دلالت های تعیلم و تربیتی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تریت دانشگاه تهران و پژهشگر حوزه فلسفه

2 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه خوارزمی - پژوهشگر فلسفه

3 دانشیار مطالعات اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
10.30465/os.2019.4249
چکیده

در این مقاله سعی شده تا  بر اساس تفکر هایدگر یک راهِ شرقی؛ یعنی کتاب مکالمات، تفکرکنفوسیوس مورد واکاوی قرارگیرد. بنابراین چند موضوع محوری در اندیشه‌ی هر دو متفکر را برگزیده­ایم و با رویکرد پدیدارشناسانه به آنها می‌پردازیم. پدیدارشناسی-هرمنوتیکی هایدگری را  برای رفتن به سوی "فهمِ هستیِ چیزها" و مجالِ بروز دادنِ به آنها در نظر گرفتیم، تا که "هستیِ" هستنده‌ها  بتواند آشکار شود. با واکاوی چند مفهوم محوری در متن"مکالماتِ" کنفوسیوس نشان می‌دهیم که چه­گونه ارزش‌ها در اندیشه‌ی کنفوسیوسی به مثابه‌ی یک راه شرقی، به دستگاه اخلاقی تبدیل شده­اند و لذا هستی هستنده­ها محصور به هستیِ اخلاقی آنها شده (به این معنا که سیستم اخلاقی مشخص و معینی در جای هستی قرار گرفته و لذا امر انتیکی به جای انتولولوژی­اش نشسته است) و توانش، زیست جهان و موقعیت‌های متکثر را به مخاطره انداخته و گشودگی­های انتولوژیکی را از میان برداشته است. و نهایتاً در حیطه‌ی تعیلم و تربیت سبب شده، گشودگی و راه‌های دیگرگونه مجال بروز نیابند و راه‌های گونه‌گون و نو فروبسته شوند. [i] . استفاده از واژه­ی تفکر کنفوسیوسی به این دلیل بوده است که  واژه­ی آیین کنفوسیوسی، برای مذهب رسمی در چین -قبل از دوران جدید به­کار برده می­شد، اما تفکر کنفوسیوسی برای آموزه­ها و فضایلی که کنفوسیوس قصد تعلیم آنها را داشت به­کار می­رفته است.