سیاست خارجی پاکستان در مورد افغانستان بر پایۀ سیاست «عمق راهبردی» (۱۹۵۰تا ۲۰۲۵)
نویسندگان
1 استاد، گروه روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22059/jcep.2025.387914.450289چکیده
از هنگام استقلال، پاکستان نسبت به امنیت و ثبات افغانستان حساسیت ویژهای نشان داده است. این نگرانی که با درک تهدیدآمیز از نقش هند در آن کشور پیوند داشت، مبنای شکلگیری سیاست «عمق راهبردی» در برابر همسایۀ غربی شد. این سیاست در دورههای مختلف تاریخی از جنگ سرد تا بازگشت طالبان در سال ۲۰۲۱ دستخوش تغییر شده است. پرسش اصلی نوشتار این است که سیاست خارجی پاکستان با محوریت سیاست عمق راهبردی در برابر افغانستان، از هنگام استقلال تا سال ۲۰۲۵ چه تحولی یافته است؟ با بهکارگیری روش توضیحیتوصیفی، در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که سیاست عمق راهبردی پاکستان در دورۀ جنگ سرد بر پایۀ ژئوپلیتیک استوار بود، در دهۀ ۱۹۹۰ ترکیبی از ژئوپلیتیک و ایدئولوژی را بازتاب داد (در قالب حمایت از طالبان) و از سال ۲۰۲۱ به بعد، با استقرار دوبارۀ طالبان، بهسوی مؤلفهای ژئواکونومیک تغییر مسیر داده است. یافتهها نشان میدهد مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی شامل پیامدهای امنیتی منفی حمایت از طالبان، افزایش ناامنی در مناطق قبیلهای، فشارهای اقتصادی و بینالمللی و نقش چین بهعنوان شریک راهبردی، موجب بازنگری تدریجی در رویکرد پاکستان شده است. این تحول، حرکت از عمق راهبردی سنتی بهسوی سیاستی مبتنی بر همکاری اقتصادی و ثبات منطقهای را آشکار میکند. در این میان، خروج نیروهای ناتو و بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ آزمونی عملی برای این تغییر راهبردی به شمار میرود. بنابراین مفهوم عمق راهبردی همچنان در فرهنگ امنیتی پاکستان باقی مانده است، اما ابزارها و سرشت آن دچار دگرگونی بنیادین شده است.