نقش سازمانهای بینالمللی در حمایت از حقوق کودکان درگیر جنگ در افغانستان (2001 تا 2021)
نویسندگان
1 استاد، گروه روابط بینالملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دکتری روابط بینالملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jcep.2025.400179.450345چکیده
دفاع از حقوق بشر و بهویژه حقوق کودکان در دوران درگیریهای داخلی افغانستان، یکی از مهمترین دلایل توجیه حملۀ نظامی به رهبری ایالات متحد آمریکا در زمان ریاستجمهوری جرج بوش و ادامۀ حضور طولانی این کشور با همراهی سازمانهای بینالمللی بود. در این دوره، سازمانهای بینالمللی با تخصیص بودجه، فرستادن کارشناسان و اجرای طرحهای گوناگون برای پشتیبانی از کودکان و فراهمکردن شرایط پایدار زندگی آنان تلاشهای بسیاری کردند. پرسش اصلی نوشتار این است که پشتیبانیهای بینالمللی از حقوق کودکان آسیبدیده از جنگ در افغانستان، در سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱، تا چه اندازه به نتایج پایدار منجر شده است؟ یافتهها که براساس روش کیفی و با رویکرد توصیفیتحلیلی و با استفاده از اسناد و آمارها به دست آمدهاند، نشان میدهند مجموعهای از موانع ساختاری و داخلی مانند عوامل فرهنگیاجتماعی و مذهبی، فساد اداری و اقتصادی در دولت، ضعف جامعۀ مدنی و نادیدهگرفتن زمینههای صلحسازی و رویکرد حقمحور به توسعه از سوی سازمانهای بینالمللی، موجب ناکامی این تلاشها شده است. فرضیۀ نوشتار این است که سازمانهای بینالمللی نتوانستند در میان مردم و نهادهای محلی افغانستان مشروعیت لازم را به دست آورند. همین موضوع موجب ایجاد نوعی «شکاف سازگاری» در میان تعهدهای اعلامشده و اقدامهای عملی آنان شد؛ شکافی که سرانجام مانع تحقق پشتیبانی پایدار از حقوق کودکان افغانستان شد.