رابطه بازداری و برانگیختگی جنسی با عملکرد جنسی زنان: نقش واسطهای طرحوارههای شناختی فعالشده در بافت جنسی، بدتنظیمی هیجان و خُلق منفی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
2 استادیار گروه روانشناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
3 استاد گروه روانشناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
4 استادیار گروه آمار زیستی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران ، ایران
doi
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای طرحوارههای شناختی فعالشده در بافت جنسی، بدتنظیمی هیجانی و خُلق منفی در ارتباط بازداری و برانگیختگی جنسی با عملکرد جنسی زنان انجام پذیرفت. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی و از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان شاغل در بخش اداری دانشگاههای شهر تهران و تبریز بودند که از بین آنها 665 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه طرحوارههای شناختی فعالشده در بافت جنسی (QCSASC)، مقیاس اضطراب، افسردگی و استرس (DASS)، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گراتز (DERS)، پرسشنامه بازداری و برانگیختگی جنسی زنان (SES-W)، پرسشنامه عملکرد جنسی زنان (FSFI) استفاده شد. برای تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS23 و نرمافزار LISREL8.8 استفاده شد. مدلیابی معادلات ساختاری نشان داد که بازداری جنسی و برانگیختگی جنسی هم بهصورت مستقیم و هم غیرمستقیم (از طریق طرحوارههای جنسی، بدتنظیمی هیجانی و خُلق منفی)، بر عملکرد جنسی زنان تاثیر میگذارد. ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد که مدل فرضی با مدل اندازهگیری، برازش دارد (97/0CFI=، 96/0 NFI=، 051/0 RMSEA=). همسو با مدل کنترل دوگانه، نتایج این پژوهش نشان داد که بازداری و برانگیختگی جنسی بر عملکرد جنسی زنان تاثیر دارد و همچنین این یافتهها تاکید میکنند که در کنار عوامل فیزیولوژیکی، عوامل شناختی و هیجانی در تبیین عملکرد جنسی خیلی اهمیت دارند.