آرامش دوستدار و یزدانسالاری
نویسندگان
1 دانشجویِ دکترا فلسفه دین در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ; تهران (ایران)
doi
10.30465/scs.2024.50416.2940چکیده
من (زین پس: نگارنده) در این نوشتار که برآیندِ رسالهی دکترای نگارنده است، به بررسیدنِ نوشتارهایِ آرامش دوستدار دربارهی یزدانسالاری (theocracy) میپردازم. در آغاز، نگارنده به بازنمودِ اندیشهی بنیادینِ آرامش دوستدار با نامِ «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» (زین پس: «امتناع تفکر») میپردازد و آنگاه نگارنده میکوشد که برداشتِ خود را از این اندیشهی آرامش دوستدار برپایهی «اصل حسن ظن» (principle of charity) و با رویکردِ فلسفهی تحلیلی و در چارچوبِ رشتهی فلسفه بیان بدارد، و سپس، نگارنده بر آن خواهد بود تا نشان دهد، نوشتارهایِ آرامش دوستدار به هیچ رو ارزشِ یک کارِ آکادمیکِ نوآورانه در فلسفهی سیاسی و اجتماعی و فلسفهی قانون و نیز دربارهی فلسفهی یزدانسالاری را ندارند، و این برداشت برآمده از دانستنِ ناچیرگیِ آرامش دوستدار در این شاخههایِ فلسفه است و این خواسته با آوردنِ چند گفتاورد از آرامش دوستدار و بررسیدنِ آنها انجام خواهد گرفت.