خوانش انتقادی نیچه از بدن
نویسندگان
1 دکترای فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهرانشمال، تهران، ایران
doi
10.30465/scs.2024.9210چکیده
مسئله نفس و بدن در تاریخ تفکر غربی با پشتوانه افلاطونیـمسیحی منجر به ایجاد درک نوع خاصی از مفهوم شناخت و حقیقت شده بود. نظم گفتمان کلاسیک فلسفه با نقدهای رادیکال نیچه به یکباره فروپاشید و با ایجاد گفتمانی جدید، نظم نوینی را در پهنه جهان فلسفی معاصر پدید آورد. نیچه آنچه را که قرنها تحت مرجعیّت افلاطونیـمسیحی منجر به حذف بدن از پهنه آرای فلسفی گشته بود دوباره وارد عرصه تفکر ساخت. نیچه از بدن به عنوان ”عقل بزرگ“ و از آگاهی به عنوان ”عقل کوچک“ یاد میکند و بدینشکل پاتوس را مقدم و شرط هرگونه اتوس معرفی کرده و با ایده بازگشت به طبیعت و بدن از مؤلفههای حیات در جهت حفظ و قوام زندگی با احیای استعاره به مثابه رسانه و زبان بدن حمایت میکند. در زیباییشناسی فیزیولوژیک نیچه، بدن به مثابه چشماندازی برای درک جهان مطرح میگردد و مبنای تفسیر نوین جهان بر اساس ارزشهای جدید برای عبور از نیهیلیسم متافیزیکی و نامگذاری مجدد بر مبنای بدن و با زبان استعاره میشود.