تحلیل هرمنوتیک داستان آمدن مهمان پیش یوسف (ع) در مثنوی مولوی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبانشناسی و زبانهای خارجی دانشگاه پیام نور
2 استاد زبان وادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
چکیده
بررسی آثار ادبی از دیدگاههای گوناگون میتواند جنبههای مختلف زیباییهای ساختاری، فنّی و معنایی هر اثر را به گونهای نظاممند و مبتنی بر انگارههای علمی برای خواننده مشخص کند. امروزه مطالعات هرمنوتیک یکی از شیوههای راهگشا برای کشف ابعاد پنهان معنای متنهای ادبی محسوب میشود. اینگونه پژوهشها در پی درک معنا از طریق شناخت نیّت مؤلف و با توجّه به بستر زمانی، مکانی و تاریخی شکل-گیری متن است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نمونهای ازمتون نمادین ادب فارسی یعنی داستان آمدن مهمان پیش یوسف (ع) در مثنوی مولوی است. در این چارچوب، نیت شاعر از انتخاب عناصر داستان مورد ارزیابی واقع شده است. سخن مولانا به عنوان یکی از عمیقترین متون تأویلپذیر در ادب فارسی می-تواند موضوع مناسبی برای بررسیهای هرمنوتیک از این دست باشد. داستان مذکور نیز همچون سایر اشعار مثنوی معنوی حاوی لایههای نهفته و کاربرد نمادین مفاهیم مختلف و نیز اشارههای پیدا و پنهان به اندیشههای مولانا درباره جهان و انسان است و پژوهش حاضر میکوشد بخشی از این مفاهیم را از متن استخراج کند. در این راه با اشاره به عناصر داستان و مقایسه اندیشههای مولوی و افلاطون تفسیری نمادگرا مبتنی بر هرمنوتیک فلسفی از این داستان ارائه گردیده است. نتایج حاصل از انجام پژوهش دربردارنده این مهم است که کاربرد برخی واژهها و مفاهیم در شعر مولوی همچون آفاق حاکی از نگرش افلاطونی مولوی و اشارهای به سیر آفاقی سالک است. بعلاوه کلیدواژه آینه که تنها سایه ای از حقیقت را به دست میدهد، میتواند با همین نیّت از سوی مؤلّف به کار رفته باشد.