تحلیل موقعیتی مواضع بازیگران مختلف در آلودگی رودخانۀ ارس
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری علوم سیاسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.22059/jcep.2025.382339.450258چکیده
در این نوشتار به بحران آلودگی رودخانۀ ارس در مرز میان ایران، جمهوری آذربایجان و ارمنستان میپردازیم. با استفاده از روش پژوهش تحلیل موقعیت کلارک که یکی از رهیافتهای نظریهپردازی دادهبنیان یا همان نظریۀ گراندد است، نقشها و مواضع بازیگران اصلی در این بحران محیط زیستی را بررسی میکنیم. دادهها را بهوسیلۀ مصاحبههای عمیق با 21 نخبۀ دانشگاهی و افراد آگاه در زمینۀ محیط زیست منطقه و تحلیل اسناد موجود بهعنوان منابع تکمیلی گردآوردهایم. یافتههای این نوشتار نشان میدهد که جوامع محلی، صنایع بزرگ و نهادهای بینالمللی همراه با دولتهای کشورهای همسایه، مسئولیت بیشتری در ایجاد و مدیریت آلودگی دارند، اما در مورد مسئولیتها و راهکارهای کاهش آلودگی دیدگاههای متفاوتی دارند. نخست، نقش دولتها در بحران آلودگی رودخانۀ ارس بیشتر بر مدیریت ناکارآمد منابع، نبود نظارت کافی بر صنایع و اجرای ناقص قوانین محیط زیستی متمرکز بوده است. همچنین دولتها در ایجاد همکاریهای منطقهای و بینالمللی برای حل بحران، بهدلیل تضاد منافع و اولویتهای سیاسی، عملکرد مطلوبی نداشتهاند. دوم، صنایع محلی بهدلیل رویکردهای ناپایدار بهرهبرداری از منابع، نقش مهمی در گسترش آلودگی دارند. سوم، چون آلودگی، بر جوامع محلی آثار مستقیم دارد، آنان خواستار مشارکت بیشتر در فرایندهای تصمیمگیری و سیاستگذاری هستند. چهارم، سازمانهای بینالمللی مانند سازمان ملل و نهادهای محیط زیستی جهانی تلاش میکنند نقش تسهیلگر را داشته باشند، اما تضاد منافع و موانع نهادی کشورها مانع همکاری مؤثر شده است.