هویت چهلتکه ، پُست سکولاریسم و گفتمان پَسا ـ تجدد ( تحلیلی بر آرای داریوش شایگانِ متاخر)
نویسندگان
1 استادیار فلسفه،گروه مطالعات میان فرهنگی ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، گروه مطالعات میان فرهنگی ،تهران.ایران
doi
10.30465/scs.2024.9437چکیده
داریوش شایگان(1313-1397) در طول پنج دهه حیات فکری خود از سویی در مقابل تجددستیزان و طرفداران نسبیت فرهنگها اتخاذ موضع جدی کرده و در مقام فردی شرقی جهان سومی که خطر ازدسترفتن ارزشهای روشنگری را در تجربه زیسته خود آزموده، مدافع نظم تمدنی ـ اجتماعی و دستاوردهای مدرنیته بود و از سوی دیگر به دلیل تشخیص فقدان معنا و روح در کالبد تجربه تجدد غربی، در تکاپوی جمع میان این مراتب در الگوی انسان سیارهای مورد نظر خود می اندیشید .این مقاله می کوشد تا با اتخاذ روش خوانش هرمنوتیکی آرای شایگان متاخر به ارائه صورتبندی تحولات فهم وی از مناسبات امر دینی در دو گفتمان تجدد و پسا-تجدد ، با در نظر گرفتن توامان بافت (context) مفهومی و تجارب زیسته فکری – فرهنگی وی در دو لایه ملی و جهانی بپردازد . تحولات فکری فلسفی جریان پستمدرن، رواج اندیشههای پُستسکولار ، تجارب جدید زیسته شخصی شایگان در فاصله زمانی سه دهه پس از انقلاب اسلامی ایران، زمینه ای فکری – فرهنگی برای پدیدار شدن کتاب افسون زدگی جدید در اوایل دهه هشتاد شد .