راهبرد اتحادیۀ اروپا نسبت به نفوذ چین در آسیای مرکزی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 استادیار، گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر،
doi
10.22059/jcep.2025.390911.450307چکیده
به موازات گسترش روزافزون دامنۀ ناتو و اتحادیۀ اروپا در منطقۀ آسیای مرکزی، نفوذ چین نیز در این منطقه درحال گسترش است. از اینرو این پرسش مطرح میشود که اتحادیۀ اروپا چگونه در برابر توسعۀ حضور چین در آسیای مرکزی واکنش نشان داده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که «اتحادیۀ اروپا تلاش میکند با توجه به گسترش نفوذ چین در آسیای مرکزی، به ایجاد موازنه و تحدید هوشمند نسبت به حضور این کشور اقدام کند، تا پیامدهای کاهش هژمونی آمریکا در منطقه را نیز مدیریت کند». رویکرد این پژوهش تحلیلی- تبیینی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت کیفی در قالب منابع کتابخانهای و اینترنتی صورت گرفته است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز با استفاده از تحلیل محتوای کیفی منابع انجام شده است. بررسی این موضوع در چارچوب موازنۀ قوا با رویکرد نوواقعگرایی تهاجمی به بحث گذاشته میشود. بنابر یافتههای نوشتار، اتحادیۀ اروپا با توجه به دو واقعیت «خیزش هژمونی چین» و همزمان «ریزش هژمونی ایالات متحد» در منطقۀ آسیای مرکزی، بهسوی تحدید هوشمند چین و جانبداری از وزنۀ ائتلاف آمریکا تمایل یافته است. در دایرۀ ادراکی سران اتحادیۀ اروپا، خیزش هژمونی چین و همزمان ریزش هژمونی آمریکا در آسیای مرکزی، واقعیتی مسلم برآورد میشود. بنابراین سیاستهای راهبردی این اتحادیه در راستای بقای هژمونی ایالات متحد با هدف تحدید هوشمند چین در چارچوب موازنۀ قوا بنا شده است.