موسیقی بهمثابه امکان گسست از سوبژکتیویسم از منظر هایدگر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه هنر، گروه فلسفه، دانشکدهی حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه فلسفه، دانشکدهی علوم انسانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 استادیار گروه فلسفه، دانشکدهی حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.30465/scs.2024.9139چکیده
هایدگر فلسفه را همان متافیزیک و تاریخ فلسفه را، بهویژه پس از دکارت، تاریخِ بسطِ سوبژکتیویسمِ متافیزیکی میخواند. او سوبژکتیویسم متافیزیکی را عامل اصلی وضعیت نیهیلیستیک یا بیخانمانی ما انسانهای مدرن میداند. بر این اساس، پژوهش پیشرو پرسش از امکان گسست از سوبژکتیویسم را بهعنوان ضرورت فلسفی امروز ما، مورد بررسی قرار داده است. در این پژوهش از خلال کارهای هایدگر و دیگر اندیشمندان، کوشش شده است علاوه بر پاسخ به چیستی سوبژکتیویسم، هنر موسیقی بر اساس اندیشهی هایدگر، در مقام امکانی برای گسست از سوبژکتیویسم مورد بررسی قرار گیرد. برای این مقصود، نخست با تکیه بر شرح هایدگر از پرسش «چرا موجودات اصولاً وجود دارند، بهجای عدم؟» و همچنین تفسیر او از شعری اثر هولدرلین و کارهای پُل سزان، این موضوع بیان شده که موسیقیدان با اجازهدادن به حضوریافتن «عدم» در موسیقی نهتنها صحنه را برای رخداد حقیقتِ وجود آماده میکند بلکه همزمان با آگاهکردن ما از تمایز میان «وجود» و «موجود» این دوگانگی را رفع کرده و به وحدتی رازآمیز بدل میکند و در پی این رویداد امکان گسست از سوبژکتیویسم را فراهم میآورد. در گام دیگر این فرضیه مورد پژوهش قرار گرفته است که بداههپردازی در موسیقی، تجربهای از انفتاح و در نتیجه گسست از سوبژکتیویسم است.