تأملی در چشماندازهای آرمانشهری در اندیشه بنیانگذاران جامعهشناسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته جامعه شناسی اقتصادی و توسعه دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
3 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
4 استادیارگروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
5 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.30465/scs.2024.9361چکیده
تفکر پیرامون جامعه مطلوب و اندیشههای آرمانشهری بیانگر نوعی نیاز فکری در جهت اصلاح جوامع و حرکت بهسوی وضعیتی بهتر بودهاست. خط سیر تحولات فکری جوامع در مورد شکلگیری و معرفی جامعههای مطلوب و تغییر ماهوی آن در دو سده اخیر در ظهور تفکر جامعهشناختی و علم جامعهشناسی مبین نوعی همپایگی دیرپای جوامع و اندیشههای پیرامون آن از یکسو و رشد و تکامل این اندیشهها تا زمان حاضر بودهاست. اندیشمندان اولیه جامعهشناسی در طی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم متأثر از فضاهای سیاسی و اجتماعی و ریشههای تفکر آرمانشهری در دورههای قبلی هرکدام به نحوی به جامعه موردنظر خود پرداختهاند. این مقاله باهدف شناسایی عناصر مهم جامعه مطلوب در آثار و اندیشههای آنها به روش مرور تحلیلی تلاش دارد تا نوعی ارتباط بین تفکر آرمانشهرگرایی و جامعهشناسی را در ابتدای شکلگیری آن موردبررسی قرار دهد. شواهد و نتایج نشان میدهد نوعی اشتراک قوی بین دغدغههای جامعهشناسان و آرمانشهرخواهی در پایان قرن نوزدهم وجود دارد، بنابراین میتوان نتیجه گرفت که اندیشههای اولیه جامعهشناسی دارای یک عنصر پنهان آرمانشهری در بطن خود بودهاست.