تحلیل بینامتنی رستاخیز نباتی در اساطیر ایران و مصر (مطالعه موردی: کیخسرو و حورس)
نویسندگان
1 استاد دانشگاه/ دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشجو. تهران. دانشگاه تربیت مدرس
3 استاد دانشگاه/ دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
چکیدهروایتهای اساطیر ملل مختلف به دلیل بنیادهای کهنالگویی و ریشه در ضمیر ناخودآگاه انسانها، داستانهایی بدون ارتباط با یکدیگر نیستند بلکه ارتباطی تنگاتنگ میان این اساطیر وجود دارد. اقوام گوناگون بر اثر زمان، مکان و جغرافیای خاص دریافتهایی متفاوت از یک واقعیت اسطورهای دارند که این امر میتواند با نظریه بینامتنیت همخوانی داشتهباشد. با بهرهگیری از نظریه بینامتنیت میتوان به دریافتی عمیق از متونی که بر بنیاد اسطورهها شکل گرفتهاند، دست یافت. بر اساس این نظریه هیچ متنی مستقل از متون دیگر نیست و هر متن، بینامتنی از متنهای پیشین است. در این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی و هدف بازنمایی و بیان ویژگیهای مشترک میان دو روایت اسطورهایِ رستاخیز نباتی در ایران و مصر (کیخسرو و حورس)، بر اساس نظریه بینامتنیت، این نتیجه به دست آمدهاست که این دو روایت، ویژگیهای مشترکی داشته و از بسیاری جهات همگون هستند. به این ترتیب، "نحوه تولد و پرورش یافتن"، "ارتباط با خورشید"، "وجود و حضور الهه باروری"، "دشمن و نابودگر"، "رستاخیز و انتقامگیری" و "یاری رساندن به مردگان" از گزارههای مشترک میان این دو روایت میباشد. از دستاوردهای اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل ویژگیهای مشترک برای دست یافتن به بینامتنیت، میان این دو روایت اسطورهای است.کلید واژهها: اساطیر ایران و مصر، رستاخیز نباتی، تحلیل بینامتنی، کیخسرو، حورس.