نقش قدرت نرم در اتحاد راهبردی ترکیه با جمهوری آذربایجان
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22059/jcep.2025.380630.450246چکیده
مفهوم قدرت در طول تاریخ با ظرفیت نظامی یکسان بوده است. اما پس از جنگ جهانی دوم، اقتصاد نیز اهمیت پیدا کرد. بعد از جنگ سرد، جنبه دیگری از قدرت توسط جوزف نای با عنوان قدرت نرم مطرح شد. این نوع قدرت که شامل روشهای اجبار نیست، امروزه به یکی از مفاهیم اصلی در روابط بینالملل تبدیل شده است. ترکیه نیز از زمان رویکارآمدن حزب عدالت و توسعه و با هدف گسترش حوزۀ نفوذ خود، توجه بیشتری به قدرت نرم نشان داده است. هدف این پژوهش تبیین نقش قدرت نرم در تحکیم و تعمیق روابط ترکیه و جمهوری آذربایجان میپردازد. پرسش اصلی نویسندگان این است که: « قدرت نرم چه نقشی در تکوین و تعمیق اتحاد راهبردی ترکیه با جمهوری آذربایجان داشته است؟» در پاسخ، این فرضیه مطرح میشود که «قدرت نرم بهعنوان عامل محرک و تسهیلکننده در اتحاد راهبردی ترکیه با جمهوری آذربایجان نقش داشته است.» نتیجه کلی پژوهش نشان میدهد جذابیت ترکیه برای جمهوری آذربایجان نقش مهمی در شکلگیری اتحاد دو کشور داشته است. همکاری دو کشور در زمینه فرهنگی، به حوزههای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی سرریز کرده و به اتحاد آنها عمق بیشتری داده است که در اعلامیه شوشی نمود پیدا کرد. این اعلامیه بهروشنی هماهنگی سیاست کلی در حوزههای نظامی، سیاسی و سیاست خارجی را بیان میکند و بر هماهنگی نیروهای دو کشور برای توسعه جهان ترک تأکید میکند. بدین ترتیب، در اعلامیه شوشی جلوههای پانترکگرایی روابط ترکیه و آذربایجان آشکار میشود.