تصویر برساخته از ایران در آسیای مرکزی، در نیمۀ دوم سدۀ نوزدهم
نویسندگان
1 استاد گروه مطالعات منطقهای، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دکتری مطالعات منطقهای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jcep.2022.334071.450040چکیده
رابطۀ ایران و آسیای مرکزی پیشینهای طولانی دارد. روایتهای گوناگونی از گستردگی و عمق این روابط وجود دارد. با خارجشدن این منطقه از زیر نفوذ سیاسی ایران در نیمۀ دوم سدۀ نوزدهم، جامعۀ دانشگاهی و عموم مردم ایران بر این باورند که این مناطق، پارههای جداشدهای از خاک ایران هستند و مردم آسیای مرکزی، زیر سلطۀ روسیۀ تزاری و سپس اتحاد شوروی، از پیوندهای تاریخی خود با ایران جدا شده و به ناچار به این جدایی رضایت دادهاند. در این نوشتار در پی پاسخ این پرسش هستیم که در نیمۀ دوم سدۀ نوزدهم که سالهای پایانی نفوذ سیاسی ایران در منطقه بود، مردم منطقه چه تصویری از ایران داشتند و چه عواملی در شکلگیری این تصویر نقش داشته است؟ این نوشتار نتیجۀ پژوهشی کیفی با شیوۀ تحلیل تاریخی است. گردآوری دادهها نیز به شیوۀ اسنادی انجام شده است. منبع اصلی این نوشتار، سفرنامههایی است که نمایندگان سیاسی و مسافران ایرانی و غربی نوشتهاند. مطالعۀ منابع و بررسی دقیق دادههای موجود، ما را به این نتیجه رساند که در این دورۀ تاریخی، تصویری منفی از ایران در منطقه وجود داشته است و مردم آسیای مرکزی نه تنها ایران و ایرانیها را دوست خود نمیدانستند، بلکه آنها را به چشم دشمن خود مینگریستند. همین تصویر منفی در کنار عوامل دیگری که در متن بررسی شده است، نقش مهمی در جدایی دائمی این منطقه از جهان فرهنگی ایران داشته است.