الگوی ساختاری روابط ذهن ­آگاهی، خودتعیین گری، شفقت به خود و ناگویی هیجانی در دانش ­آموزان دختر دارای سابقه خودزنی

نویسندگان

1 دانشیار گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران

2 استادیار گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران

3 دانشجوی کارشناسی ارشد مشاوره مدرسه، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران

doi
چکیده

چکیدهاین پژوهش با هدف بررسی الگوی ساختاری روابط ذهن­آگاهی، خودتعیین‌گری، شفقت به خود و ناگویی هیجانی در دانش­آموزان دارای سابقه­ خودزنی انجام شد. پژوهش حاضر، از نوع همبستگی بود که به روش مدل­یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه­ این پژوهش شامل کلیه دانش­آموزان دختر دوره­ متوسطه فولادشهر در سال 99-1398 بود. از بین جامعه، نمونه‌ای به اندازه 91 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به پرسشنامه­های ذهن‌آگاهی فرایبورگ، شفقت به خود ریس و همکاران، خودتعیین­گری ایلاردی، لئون، کسر و رایان و ناگویی هیجانی بگبی، پارکر و تیلور پاسخ دادند. داده‌ها با  معادلات ساختاری با استفاده از نرم­افزار PLS تحلیل شدند. یافته­ها نشان داد که ذهن آگاهی بر شفقت به خود و خودتعیین­گری تأثیر مستقیم مثبت و بر ناگویی هیجانی تأثیرمستقیم منفی داشت (01/0>p ). خودتعیین­گری نیز بر شفقت به خود تأثیر مستقیم مثبت و بر ناگویی هیجانی تأثیر مستقیم منفی داشت (01/0>p ). با این وجود، بررسی روابط غیرمستقیم نشان داد که ذهن‌آگاهی بطور غیرمستقیم ازطریق افزایش خودتعیین‌گری منجر به کاهش ناگویی هیجانی و افزایش شفقت به خود در نوجوانان دختر دارای سابقه خودزنی می شود (01/0>p ). بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که خودتعیین‌گری در رابطۀ بین ذهن‌آگاهی و شفقت خود و همچنین در رابطۀ بین ذهن‌آگاهی و  ناگویی هیجانی در دانش آموزان دارای سابقه خودزنی نقش میانجی معنی‌دار دارد.