روابط ایران و روسیه و ژئوپلیتیک متغیر قفقاز (1521-1722 م.)

نویسندگان

1 استادیار، گروه تاریخ، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

2 استاد علوم تاریخی، دانشگاه دولتی اوستیای شمالی، ولادی‌قفقاز، روسیه

doi
10.22059/jcep.2025.371683.450195
چکیده

در آستانۀ دوران جدید، قفقاز به میدان رقابت ایران، عثمانی و روسیه تبدیل شد. ایران زیر فرمان صفویان، اقتدار تاریخی خود در قفقاز را بازآرایی کرد که واکنش عثمانی را در پی داشت. روسیه نیز پس از تسلط بر آستراخان، به‌سوی گسترش قلمروی خود در شمال قفقاز گام برداشت و در این مسیر، با عثمانی رویارو شد. این تحول با شکل‌گیری روابط جدید ایران و روسیه هم‌زمان بود. در این پژوهش می‌کوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که قفقاز در تکوین و جهت‌یابی روابط ایران و روسیه در دورۀ صفویه چه جایگاهی داشته است؟ بنابر فرضیه، اهمیت ژئوپلیتیک قفقاز و رقابت مشترک با عثمانی، زمینه‌ای برای هم‌گرایی روسیه و ایران ایجاد کرد. این هم‌گرایی بر مدار دشمنی مشترک با عثمانی و تجارت ابریشم رو به گسترش بود، اما عامل‌هایی مانند تلاش روسیه برای گسترش نفوذ در شمال قفقاز، بحران اقتدار دولت صفوی و سرانجام فروپاشی آن، منطق روابط و جهت‌گیری آن را تغییر داد. برای آزمودن این فرضیه، نخست، روند گسترش حاکمیت صفوی در قفقاز و بازآرایی اقتدار پیرامونی ایران در این منطقه را واکاوی می‌کنیم. سپس، عامل‌های مؤثر در هم‌گرایی ایران و روسیه در قفقاز بر محور تجارت را بررسی می‌کنیم. سرانجام، عامل‌های زمینه‌ساز بحران اقتدار صفوی در قفقاز و سهم آن در واگرایی روابط دو کشور را ارزیابی می‌کنیم. رهیافت روش‌شناختی پژوهش تبیینی و مبنای استنادی آن، شواهد تاریخی است. نتیجۀ پژوهش نشان می‌دهد که قفقاز در تکوین و دگرگونی روابط ایران و روسیه در این دوره و شکل‌گیری نظم منطقه‌ای جایگاه کانونی داشته است.