بررسی جامعه‌شناختی سیمای زن ارمنی در ادبیات منثور ایران با رویکرد ایماگولوژی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ایران

2 استادیارگروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ایران

3 دانشیارگروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ایران

doi
10.30465/scs.2024.9223
چکیده

چکیدهارامنه همواره در صحنۀ فرهنگ و ادبیات ایران نقش قابل‌توجهی داشته‌اند. بررسی مواجهۀ جامعۀ ایرانی با ارامنه می‌تواند محل مطالعات گوناگون جامعه‌شناسی، ادبی، تاریخی و فرهنگی باشد. ما در این مقاله به بررسی سیمای زنان ارمنی، به عنوان بخش مهمی از جامعۀ ارامنه در ادبیات داستانی ایران تا پیش از انقلاب اسلامی با استفاده از روش ایماگولوژی پرداخته‌ایم. ایماژولوژی که زیرشاخه‌ای از مطالعات ادبی تطبیقی است، چگونگی تجلی هویت ملل مختلف را در تضاد و مقایسه تصویر خود با تصویر دیگران در ادبیات مطالعه می‌کند. در این پژوهش ما ابتدا به معرفی دانش ایماگولوژی یا تصویرشناسی و ذکر تاریخچۀ مختصر آن پرداخته‌ایم و سپس با استفاده از یافته‌های این دانش، سیمای زن ارمنی در ادبیات داستانی ایران را بررسی کرده‌ایم. پس از جمع‌آوری نمونه‌ها به این نتیجه رسیده‌ایم که سیمای زن ارمنی در نمونه‌ها، در قالب دو تصویر عمده قابل‌دسته‌بندی است: نخست زن ارمنی به مثابه زنی زیبا و آزاد که عمدتا به عنوان ابژه‌ای برای زناشویی یا خوشگذرانی بازنمایانده می‌شود و دوم زنان ارمنی کارگر و زحمتکش که تصویری قابل‌تحسین و احترام دارند و به نوعی در مقابل دستۀ اول قرار می‌گیرند.