درآمدی بر بنیادهای سه گانه ی گشتالت درمانی معاصر
نویسندگان
doi
چکیده
فردریک پرز توانست با جدایی از روانکاوی، شیوهای نو برمبنای افزایش آگاهی، باشیدن در اینجا و اکنون، پذیرش مسئولیت خود، اعتماد به فرآیند خودتنظیمی ارگانیسمی برای گذار از حمایت محیطی به خودحمایتگری، بنیاد بگذارد. او و هوادارانش (گشتالتدرمانگران کرانهی غربی) در وهلهی اول رویکرد گشتالت را سَبکی برای زیستن میدانستند و سپس شیوهای برای رواندرمانی اما همسرش لورا پرز (اصلیترین چهرهی گشتالتدرمانی معاصر) و یارانش (کرانهی شرقی) تلاش میکنند گشتالتدرمانی را حتیالامکان در جلسات مشاوره نگاه دارند و آن را مانند سایر شیوههای رواندرمانی تحت نظم و انضباط حرفهای قرار دهند. از سوی دیگر اهمیت و ترجیحی که پرز و لورا ، هرکدام برای ناکامی و ارتباط قائل هستند، متفاوت است. گشتالتدرمانی معاصر بر سه ستون پدیدارشناسی هوسرل، نظریهی میدانی لوین و رویکرد گفتاشنودی بوبر استوار است. در این نگاشته ضمن بیانی از این سه بنیاد و نیز »دیگرانگی» امانوئل لویناس، اصول چهارگانه رویکرد گفتاشنودی گشتالت درمانی معاصر (دیگرانگی، حضور، پذیرش و پای بندی) معرفی میشود.