بین‌المللی‌‌سازی بازدارندگی ایران در خاورمیانه، اوراسیا و جنوب آسیا

نویسندگان

1 دکتری روابط بین‌الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jcep.2024.364228.450162
چکیده

نظریه و راهبرد بازدارندگی در دوران پس از جنگ جهانی دوم و پیدایی سلاح‌های هسته‌ای، به دوران اوج شکوفایی خود رسید. باوجود کاستی‌های بازدارندگی، این راهبرد ازنظر قدرت‌های هسته‌ای، همچنان پاسخ مناسبی به معمای امنیت بوده، تا جایی‌که درطول هشت‌دهۀ گذشته، جنگ بزرگی در میان قدرت‌های اتمی رخ نداده است. در این چارچوب، قدرت‌های بزرگ با کاربست روش‌های گوناگون، ژرفا و گسترۀ زیر پوشش راهبرد بازدارندگی خود را گسترش داده و از این راه به کارآمدسازی بازدارندگی خود پرداخته‌اند. پرسش اساسی که این مقاله در تلاش، برای پاسخ به آن است، چیستی ویژگی­‌های مفهومی بین‌المللی­‌شدن بازدارندگی به‌عنوان یک چارچوب نظری جدید و اِعمال آن بر راهبرد بازدارندگی ایران در مناطق پیرامونی است. در پاسخ به این پرسش، نگارنده با ارائۀ نظریۀ «بین‌المللی‌­شدن بازدارندگی» یا راهبرد «بین‌المللی‌سازی بازدارندگی»، با استفاده از روش کیفی موردپژوهی به کاربست این راهبرد در سطح جهان و همچنین توسط ایران در سطح مناطق پیرامونی شامل خاورمیانه، اوراسیا و جنوب آسیا می‌پردازد. بین‌المللی‌سازی بازدارندگی، راهبردی است که در چارچوب آن، قدرتِ بازدارنده با هدف افزایش کارآمدی بازدارندگی، بخشی از ظرفیت‌های نظامی و امنیتی خود را به متحدان خود انتقال می‌دهد. با توجه به گسترش تهدیدهای فرامرزی، در طول سال‌های گذشته، بین‌المللی‌سازی بازدارندگی متعارف با محوریت برنامۀ موشکی و گرو‌ه‌های شبه‌­نظامی، بخشی از راهبرد نظامی و امنیتی ایران در سطح مناطق پیرامونی در خاورمیانه، اوراسیا و جنوب آسیا بوده است.