مانعها و چالشهای توانمندسازی سیاسی زنان افغانستان در سالهای 2001 تا 2020
نویسندگان
1 دانشیار روابط بینالملل، گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصادی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22059/jcep.2024.352510.450120چکیده
بهوجودآمدن نظام سیاسی جدید در افغانستان بعد از رویداد 11 سپتامبر در سال 2001 سبب شد موضوع توانمندسازی سیاسی زنان در این کشور مطرح شود. در این نوشتار در پی پاسخ به این پرسش هستیم که چه عاملهایی سبب شده است زنان افغانستان در سالهای 2001 تا 2020 موفق به توسعۀ توانمندسازی سیاسی نسبیِ در مسیر تحقق دموکراسی نشوند؟ فرضیۀ نوشتار به عاملهای روانشناختی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی براساس نظریۀ توانمندسازی سارا لانگه اشاره میکند. هدف این نوشتار بررسی مانعها و چالشهای توسعۀ توانمندسازی سیاسی زنان افغانستان در مدت 20 سال و تبدیل آن به موضوعی مستمر و عادی است. برای این منظور از روش کیفی از نوع اسنادی و مصاحبه بر اساس نظریۀ توانمندسازی سارا لانگه برای گردآوری دادهها استفاده کردهایم. یافتههای این نوشتار نشان میدهد تأثیر متقابل عاملهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی موجب شده است زنان افغانستان در دورههای کرزای و غنی به توسعۀ نسبی توانمندسازی سیاسی نرسند. همچنین فرصت ازمیان بردن فشارها و تبعیضهای بیرونی به زنان داده نشد، تا بتوانند حقوق از دست رفتۀ خود را بهدست آورند و وضعیت اجتماعیشان را بهبود و ارتقا دهند.