ققنوس: شعر فارسی؛ کارکرد نمادین «ققنوس» در شعر «نیما»
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانش اموخته کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی
doi
چکیده
یکی از مهمترین دلایل ابهام و پیچیدگی شعر نو به کارگیری اسطوره است. اسطوره بازتابدهندهی فرهنگ، اندیشه و دریافت انسانهای گذشته برای توجیه چیزی است که از راه عقلی آن را نمیتوانستند اثبات کنند؛ البته اسطوره فقط مربوط به دنیای باستان و انسانهای نخستین نیست و بر زندگی و باورهای انسانهای امروز نیز تأثیرگذار است. اسطورهسازی هیچگاه متوقف نمیشود و همواره ادامه دارد. یکی از تجلیگاههای اسطوره و اسطورهسازی هنر و بهویژه ادبیات است. ققنوس یکی از اساطیر ذهنی است که بر اساس برداشتهای انسانهای کهن شکل گرفته است و در میان فرهنگها و اقوام گوناگون با اسامی مختلف و ویژگیهای شبیه به هم وجود دارد. در ادبیات معاصر فارسی بهاین اسطوره توجّه شده است و شاعران با برداشتهای گوناگون خود از ققنوس، آن را به گونهای نمادین به کار گرفتهاند. «نیما یوشیج» یکی از شاعرانی است که اسطورهی ققنوس در شعر او جایگاه ویژهای پیدا کرده است. گردآوری دادهها در این مقاله به شیوة کتابخانهای صورت گرفته است و روش پژوهشِ آن تحلیلی-توصیفی است که در آن قرائتی تنگاتنگ از شعر «ققنوس» با توجه به ویژگیهای این اسطوره ارائه شده است. ققنوس در شعر نیما، به عنوان نمادی خصوصی به کار رفته است که منظور از آن «شعر فارسی» است. در این مقاله بر قرینههایی که در این زمینه در شعر «ققنوس» وجود دارد، تأکید شده است.