مفهوم استقلال در روابط بینالملل: بررسی موردی سیاست روسیه در مورد کشورهای مستقل همسود
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای دانشکدۀ معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران
2 دانشیار گروه روابط بینالملل و مطالعات منطقهای، دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران
doi
10.22059/jcep.2024.379968.450244چکیده
در دوران معاصر، دولتهای مستقل بر پایۀ حاکمیت وستفالیایی به عنوان بازیگران اصلی و تعیینکننده در عرصۀ بینالمللی شناخته میشوند. پایههای وستفالیایی به طور سنتی، بر استقلال مطلق دولتها در قلمرو خود و مداخله نکردن دیگران تأکید دارد. با این حال، تحلیلهای نظری نشان میدهد که دولتها بسیار کم از این استقلال مطلق برخوردارند و همواره منافع ملی خود را در چارچوب روابط و فشارهای بینالمللی بازشناسی میکنند. این پژوهش با هدف بررسی تحولات تاریخی اساسی مانند جهانیشدن، پایان جنگ سرد و فروپاشی گروهبندی شرق، به دنبال آن است که تأثیر این رویدادها را بر مفهوم استقلال و سیاست خارجی دولتها تحلیل کند. در این زمینه، پژوهش بهطور ویژه بر سیاست خارجی روسیه در مورد کشورهای استقلالیافته از اتحاد شوروی تمرکز دارد. پرسش اصلی پژوهش این است که: چگونه تغییر در مفهوم استقلال، بر سیاست خارجی روسیه تأثیر گذاشته است؟ روش پژوهش استفاده شده از نوع کیفی با رویکرد توصیفی - تحلیلی است و گردآوری دادهها با استفاده از اسناد و منابع کتابخانهای انجام پذیرفته است.