دولت فروپاشیده و دگرگونی نظام سیاسی افغانستان و پیامدهای آن
نویسندگان
1 استاد گروه روابط بینالملل، دانشکدۀ علوم سیاسی، دانشگاه ابن سینا، کابل، افغانستان
2 استاد گروه روابط بینالملل، دانشکدۀ علوم سیاسی، دانشگاه ابن سینا، کابل، افغانستان
doi
10.22059/jcep.2024.375913.450216چکیده
از زمان برگزاری نشست بن در سال 2001 پشتیبانان بینالمللی و شریکهای داخلی افغانستان چشمانداز ویژهای برای آن تصور کرده بودند. این چشمانداز را در دستیابی به امنیت و توسعۀ پایدار در افغاستان میتوان خلاصه کرد. اما با گذشت دو دهه، آنچه در این چشمانداز تصور شده بود تحقق پیدا نکرد. نظامی که در این نشست زیربنای آن گذاشته شده بود سقوط کرد. در این نوشتار با بهرهگیری از مفهوم دولت فروپاشیده، دلایل فروپاشی جمهوری اسلامی در افغانستان را در سال 2021 را بررسی میکنیم. پرسش نوشتار این است که: چه عاملهایی سبب سقوط دولت جمهوری اسلامی در افغانستان شده است؟ چارچوب نظری این نوشتار دولت ورشکسته است. این فرضیه مطرح میشود که ورشکستگی دولت ( مردم سالاری محدود، ناکامی در تأمین امنیت و ادارۀ اقتصاد کشور) عامل اصلی سقوط حکومت جمهوری در افغانستان شده است. بسیاری از صاحبنظران بر این باور هستند که مسائلی مانند تروریسم و مواد مخدر در دولتهای ورشکسته ریشه دارد. روش این پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی است و روش گردآوری اطلاعات، اسنادی و کتابخانهای است. بنابر شاخصهای چارچوب نظری، جمهوری اسلامی افغانستان در دو دهۀ اخیر را میتوان مصداق بارز دولت ورشکسته در نظر گرفت. یافتههای نوشتار نشان میدهد که ناتوانایی حکومت در تأمین امنیت داخلی، حفظ یکپارچگی سرزمینی و محافظت از مرزها، فساد فراگیر در اثر تبعیض قومی، نظام قضایی ناکارامد، فساد مالی نظاممند و نداشتن استقلال در سیاست خارجی را میتوان از عاملهای اصلی سقوط آن برشمرد.