«سطوح گفتار زنان در گرشاسبنامه بر مبنای تئوری سرل»
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار
2 عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
کنش گفتار از جمله مباحث مطرح شده در تحلیل گفتگو است و در نقد آثار ادبی، افقهای تازهای را ایجاد کرده است. بررسی بافت کنش گفتار در یک متن میتواند مقدمات تحلیل روابط اجتماعی و انسانی افراد در جامعه را فراهم سازد؛ کتاب گرشاسبنامه از جمله متون ارزشمند ادبی است که ساختاری داستانی- حماسی دارد و در قرن پنجم هجری قمری به نظم نوشته شده است. بر اساس کنش گفتاری شخصیتهای موجود در گرشاسبنامه، این اثر را میتوان گفتارمحور به شمار آورد. نوع گفتار گویندگان مؤنث در این کتاب متمایز از دیگر کتابهای همزمان با این دوره است؛ هدف از این پژوهش بررسی کنش گفتار و بازتاب آن در تعیین طبقات اجتماعی زنان موجود در اثر است. با بررسی کنشهای گفتاری این اثر میتوان به دور از قضاوتهای کلی به نتیجهای علمی و مستند دربارهٔ سطوح اجتماعی افراد با توجه به کنش گفتار در متن کهن دست یافت و به تلویح از زاویهای دیگر، الگویی را برای بررسی این نوع ادبی ارائه کرد. در مقالهٔ حاضر ابتدا گفتارهایی که زنان در آن مشارکت داشتهاند بر مبنای دستهبندی کنش گفتار جان سرل استخراج و بررسی گردیده سپس به گفتگوها بر اساس سطوح اجتماعی گویندگان در سه طبقهٔ برتر، برابر و زیردست پرداخته شده است. یافتهها نشان میدهد که اغلب گفتارهای زنان در گرشاسبنامه میان سطوح برابر اجتماعی شکل گرفته است. به علاوه در میان آن ها، کنش «اعلامی» وجود ندارد. عدم وجود چنین کنشی در میان گفتار زنان نشان میدهد که آنان نقش اجتماعی قابل ملاحظه در جامعه نداشتهاند.