بازتاب جبر و اختیار در کلیله و دمنۀ بهرامشاهی
نویسندگان
1 دبیر- آموزش و پرورش
2 استادیار-دانشگاه آزاد اسلامی- واحد شوشتر
doi
چکیده
چکیده تبادلات ادبی و فرهنگی میان ملّتها، از دیرباز امری رایج و مرسوم بوده است، بهگونهای که بازتاب بسیاری از گفتارها و اندیشههای فلاسفه، شعرا و نویسندگان یک جامعه را میتوان در جوامع دیگر مشاهده کرد. در این میان تعامل فرهنگی و ادبی دو ملّت ایران و هند، به دلیل داشتن ریشة تمدنی مشترک از قدمت دیرینهای برخوردار بوده است. تأثیرپذیری این دو فرهنگ را میتوان در بررسی برخی از آثار ادبی از جمله کتاب کلیله و دمنه یافت. در این کتاب حیوانات دارای شخصیّت بوده و در عالمی همانند عالم انسانی زندگی میکنند. با تأمّل در کتاب مذکور میتوان دریافت که اعتقاد به مشرب فلسفی جبر در مذهب هندو از یکسو و رواج اندیشههای جبرگرایانة اشاعره در جامعة ایران قرن ششم از سوی دیگر، سبب شده است تا مضمون جبر به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی و کاربردی این کتاب شناخته شود؛ با این وجود در بررسی کتاب کلیله و دمنه با برخی از حکایات و امثال مواجه میشویم که هالهای از اختیار بر آن سایه افکنده و بیانگر اندیشههای اختیارگرایانة نویسنده میباشد. این نوشتار سعی در بررسی این موضوع داشته و به تبیین نگرش نویسنده و تفکّرات جبرگرایانة وی که در خلال حکایات انعکاس یافته است، میپردازد.