ورشکستگی دولت و امنیتی‌شدن سیاست خارجی افغانستان (۲۰۲۱-۲۰۰۱)

نویسندگان

1 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.22059/jcep.2024.354535.450126
چکیده

پس ‌از بازگشت دوبارۀ طالبان به قدرت در افغانستان، نقاط ضعف و قوت حکومت پیشین در سال­‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱، بیش از پیش مورد توجه قرارگرفته‌ است. یکی از نکته­‌های قابل توجه در‌مورد سیاست خارجی افغانستان در دورۀ پیشین امنیتی­‌شدن آن است. در این مقاله امنیتی­‌شدن سیاست خارجی افغانستان در دورۀ یادشده، مورد بررسی قرار می‌گیرد و نقش ورشکستگی دولت کابل در این وضعیت سنجیده می‌شود. پرسش اصلی این است که: ورشکستگی دولت چه نقشی در امنیتی­‌شدن سیاست خارجی افغانستان در سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ داشته‌است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می­‌شود که ناامنی، بی­ثباتی سیاسی و ناکارآمدی اقتصادی، موجب امنیتی‌­شدنِ سیاست خارجی افغانستان در دورۀ ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ شده‌است. برای آزمون این فرضیه، از ترکیب مفهوم «شبه­دولت­» رابرت جکسون و نظریۀ امنیتی­‌شدن مکتب کپنهاگ به­‌عنوان چارچوب نظری، استفاده خواهدشد. روشِ پژوهش در این مقاله، روش کیفی و براساس تحلیل متن‌های موجود در مورد چگونگی سیاست­گذاری خارجی افغانستان است. یافته‌­های این پژوهش نشان می­‌دهد که ورشکستگی دولت و به­‌دنبال آن تهدید نظام جمهوری در افغانستان، دولت­مردان افغانستان را به پیگیری رویکرد امنیتی در سیاست­‌خارجی این کشور برای حفظ دولت و بقای نظام وا­داشت­. این رویکرد، حدود بیست سال بر سیاست خارجی افغانستان حاکم بود و کمک­های سیاسی، نظامی و مالیِ فراوانی را، از سوی جامعۀ بین‌­المللی به­ویژه آمریکا به‌همراه داشت. با این­حال، دستاوردهای آن پایدار نبود. نظام جمهوری­اسلامی افغانستان سقوط کرد و جای خود را به امارت اسلامی داده است.