برنامهریزی فضایی: یک تعریف جدید، مفاهیم و اصول
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22034/grd.2025.23892.1676چکیده
برنامهریزی فضایی در سالهای اخیر به یکی از حوزههای کلیدی علم جغرافیا و برنامهریزی تبدیلشده است. باوجوداین، نوشتههای اندکی بهطور مشخص درباره تعریف برنامهریزی فضایی منتشرشده است. هدف نوشتار حاضر این است که تعریفی نو از برنامهریزی فضایی بر مبنای دو مفهوم بنیادین استیلا و فضا ارائه نماید. روش پژوهش نظری–تحلیلی است و بنیانهای نظری آن تلفیقی از دیدگاههای نیچه و دلوز درباره نیروهای کنشگر و واکنشگر، مفاهیم فوکو درباره گفتمان و نظریه تولید فضای لوفور است. برنامهریزی فضایی در نوشتار حاضر بهمثابه یک کنش سیاسی-عقلانی-جمعی هنجارمند بهمنظور ترسیم و بازترسیم الگوها و فرایندهای فضایی استیلا از طریق تولید برنامههای فضایی و فعلیتبخشی به آنها در مقیاسهای فضایی و افقهای زمانی متفاوت تعریف میشود. این تعریف بر اصول زیر استوار است: 1) برنامهریزی فضایی میدان مواجهه نیروهای کنشگر و نیروهای واکنشگر است. 2) برنامهریزی فضایی دارای ماهیت آیرونیک است. 3) برنامهریزی فضایی کنشهای سیاسی خود را در راستای استیلای نیروهای کنش گر هدایت میکند. 4) برنامهریزی فضایی فرایندی هنجارمند است و قادر است متناسب با استیلای نیروهای کنش گر جامعه، هنجارهای خود را بهطور پیوسته بازصورتبندی نماید. 5) برنامهریزی فضایی میکوشد الگوها و فرایندهای فضایی استیلا را از طریق برنامههای فضایی، هنجارمند سازد و بهجای اینکه فضاهای استیلاپذیر را تابع فضاهای استیلاگر نماید، فضاهای استیلاپذیر را به فضاهای استیلاگر تبدیل نماید. پیگیری این اصول بیانگر عالیترین وجه کنشگرایانه و به همان اندازه اتوپیایی برنامهریزی فضایی است.