هوشمندسازی راهبرد عمومی و خاورمیانهای اتحادیۀ اروپا، ملاحظههایی برای ایران
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری مطالعات منطقهای، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد، گروه مطالعات منطقهای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jcep.2024.368838.450183چکیده
واکاوی سیاستهای اتحادیۀ اروپا در خاورمیانه و جهان، وجود ضعفهای اساسی در سطح راهبردی و عملیاتی، کنشگری این نهاد را نشان میدهد. توازن نرمافزارانه و سختافزارانه در راهبرد عمومی و منطقهای اتحادیۀ اروپا از مهمترین دلایل ایجاد چنین وضعیتی است. سیاستگذاران اروپایی با آگاهی از این واقعیت، همزمان با امضای «پیمان ماستریخت» در جنبۀ نظری از ضرورت تقویت قدرت سخت اتحادیۀ اروپا سخن گفته و سپس حرکت عملی خود را در این زمینه آغاز کردند. با توجه به اهمیت و تأثیر متوازنسازی نرمافزاری و سختافزاری راهبرد عمومی و خاورمیانهای اتحادیۀ اروپا بر منافع ملی ایران، مسئلۀ اصلی این نوشتار، ارزیابی عملکرد اتحادیۀ اروپا در جهت تحقق هوشمندسازی راهبرد عمومی و خاورمیانهای این نهاد است. در این نوشتار به این پرسش پاسخ داده میشود که راهکارهای اتحادیۀ اروپا برای هوشمندسازی راهبرد عمومی و خاورمیانهای خود چیست و برای ایران چه ملاحظههایی در پی دارد؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح میشود که اتحادیۀ اروپا بهعنوان یک قدرت نرم و بهرهمند از ظرفیتهای چشمگیر در حوزۀ فرهنگ، اقتصاد، سیاست و دیپلماسی عمومی، با استفاده از ابزارهای سختافزارانۀ متنوع، بهدنبال تقویت قدرت سخت خود است و از این راه میکوشد با ایجاد توازن میان قدرت نرم و قدرت سخت خود، کنش عمومی و منطقهای خود را هوشمندتر کند. نظریۀ استفادهشده در این نوشتار نظریۀ قدرت هوشمند جوزف نای است. همچنین از روش کیفی بر پایۀ تحلیل محتوا، با بهرهگیری از رویکرد تحلیل تاریخی و مقایسهای و گردآوری دادهها از اسناد تاریخی مربوط با موضوع بهره گرفته شده است. یافتههای این نوشتار نشان میدهد اتحادیۀ اروپا تا تبدیلشدن به یک قدرت هوشمند فاصلۀ زیادی دارد. میتوان گفت حضور اتحادیۀ اروپا در جهان و خاورمیانه، اندکی هوشمندتر شده است. این موضوع برای ایران چالشهایی از جمله افزایش وزن رقیبان منطقهای مانند شورای همکاری خلیج [فارس] و فرصتهایی مانند بهرهگیری از ظرفیتهای عملیاتی ایران را به همراه دارد.