کاوشی در مفهوم «کودک به مثابه کنشگر اجتماعی» و شناسایی عناصر برسازنده آن
نویسندگان
1 استادیار فلسفه تعلیموتربیت، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیموتربیت، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
3 دانشیار فلسفه تعلیموتربیت، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران،
doi
10.30465/scs.2023.9131چکیده
برخلاف نگاه فرودستنگر در رویکردهای سنتی، کودک، همچون سوژهای فعال، عامل و حتی در مقام کنشگر اجتماعی، مورد توجه رویکردهای نو به مفهوم کودکی قرار گرفتهاست. اما با وجود این توجه جدی به دورانکودکی و کنش کودکان، همچنان ممکن است با غلبه رویکردهای بزرگسالمحور، مفهوم جدید و انتزاعی «کودک به مثابه کنشگر اجتماعی»، به تعبیرهای نادرست و ابهامبرانگیز از کودکی و کنش کودکان بینجامد. در این پژوهش، با روش تحلیل مفهومی که کمک میکند مفاهیم به اصطلاحاتی با میزان کمتری از انتزاع برگرداندهشوند، به شناسایی عناصر برسازنده مفهوم «کودک کنشگر اجتماعی» پرداختهایم که در دو قلمرو فردی و اجتماعی معرفیشدهاند. در قلمرو اول خودِ کودک مطرح است و عناصر برسازنده آن عبارتند از: 1) دیدگاه و صدای کودک، 2) شایستگیهای اجتماعی کودک و 3) عاملیت اجتماعی کودک. قلمرو دوم به بافت زندگی و محیط پیرامون کودک ارتباط دارد و عناصر آن شامل 1)عرصههای کنش اجتماعی، 2) شهروندی کودک و 3) رابطه کودک/بزرگسال هستند.